وانت کاپرا که در کشور چین با نام “Grand Tiger” شناخته میشود یک پیکاپ ارزانقیمت (البته با معیار قیمتهای جهانی) ساخت کمپانی “ژانگ ژینگ” است که تاکنون در انواع و اقسام مدلهای تک و دو کابین و تک دیفرانسیل و چهارچرخ متحرک ساخته شده و توانسته اکثر مشتریانش را تا حدودی راضی نگاه دارد. البته طراحی نسبتاً قدیمی در کنار کیفیت ساخت متوسط و ترمزهای نه چندان قدرتمند (ضعف ترمز در هنگام بارگیری کامل) باعث شدهاند که نتوانیم از کاپرا به عنوان یک وانت ایدهآل و بینقص یاد کنیم، بخصوص که سر و صدای سیستم تعلیق و کابین (بویژه در خارج از جاده)، هندلینگ معمولی و مصرف سوخت نهچندان اقتصادی ماشین هم مزید بر علت هستند. با این حال بیانصافی است که از نکات مثبت پرشمار کاپرا غافل شویم و صرفاً در مورد کاستیهایش سخن بگوئیم؛ در واقع کاپرا 2 صفرکیلومتر از نظر قیمتی با پیکاپهای 10 ساله و مستهلک ژاپنی برابری میکند و از رقبای قدر و به روز حاضر در بازارمان نیز بسیار ارزانتر است؛ پس شاید بتوانیم در برخی پارامترها برایش تخفیف قائل شویم.
از جمله نکات مثبت وانت کاپرا میتوان به برخورداری از شاسی نردبانی و سیستم انتقال قدرت دو دیفرانسیل اشاره نمود؛ چراکه نماینده گروه بهمن به کمک همین موارد قادر است از پس مسیرهای بیراهه (البته سبک) برآید. فضای بارش هم هرچند عالی نیست اما به نوعی کار را راه میاندازد؛ بخصوص وقتی نگاهی به کابین جادار و بزرگ ماشین میاندازیم دیگر محدودیت فضای بار خودرو به نظرمان غیرمنطقی نمیرسد. سیستم تعلیق هم به نسبت انتظاری از این کلاس بدنه میرود عملکرد قابل قبولی دارد و سواری ماشین حداقل از امثال ریچ و نیسان ناوارا مقداری نرمتر است. در خصوص سطح آپشنها نیز باید گفت که کاپرا 2 نسبت به نسخه ابتدایی خود پیشرفت داشته اما هنوز به سطحی که از یک خودرو روز انتظار میرود نرسیده است. پیشرانه هم راندمان چندان بالایی ندارد اما بواسطه گشتاور مناسب، سازگاری با کیفیت سوخت وطنی و دوام قابلقبول فنی میتوان نمره قبولی را (البته با کمی ارفاق) به ماشین اعطا کرد. در یک جمعبندی کلی پیکاپ گروه بهمن، وانتی است کارتان را راه خواهد انداخت اما ضعفهایی دارد که برای رهایی از آنها مجبورید بودجه خود را بالاتر ببرید و یا ریسک خرید یک خودرو دستدوم را به جان بخرید.
نسخههای اولیه کاپرا از طراحی داخلی بینهایت ساده و بیروح رنج میبردند و اقتصادی بودن کابین آنها حتی از روی عکسها نیز کاملاً مشهود بود. در نسخه فیسلیفت اما اوضاع بهبود چشمگیری را تجربه نموده. البته کیفیت ساخت همچنان پایین است و پلاستیکهای خشک بکار رفته خیلی زودتر از حد معمول به سر و صدا میافتند اما از لحاظ بصری وضعیت به وضوح بهتر شده و چیدمان مناسب دریچههای تهویه در ترکیب با خطوط جدید داشبورد و امکانات تکمیلی حس مواجهه با خودرویی بهروزتر را به انسان منتقل میکنند.
طراحی فرمان و نشانگرهای پشتآمپر نیز مورد بازنگری و اصلاحات اساسی قرار گرفتهاند و اینک استفاده از آنها با حس بهتری همراه است. ضمناً کاپرا علاوه بر فضای حمل بار 480 کیلوگرمی، کابین جاداری هم دارد و برخلاف ریچ که بیشتر روی قابلیت حمل بار خود حساب باز کرده، نگاه ویژهای به سرنشینان و استفادههای خانوادگی داشته است. این قضیه در خصوص صندلیهای ماشین هم مشاهده میشود و شاهد ارگونومی نسبتاً خوبی در این قسمت هستیم. دید پیرامونی هم قابل قبول است و میتوان میزان تسلط بر خودرو را مناسب توصیف کرد.
طراحی کاپرا به سالهای بسیار دور باز میگردد و حتی فیسلیفت و اصلاحات ظاهری صورتگرفته روی آن هم نتوانسته این واقعیت را به طور کامل مخفی کند. با این حال برای یک پیکاپ اقتصادی که بیشتر برای کار ساخته شده تا تفریح این مورد اهمیت چندان زیادی نخواهد داشت. بخصوص که در این رنج از بازار رقیب قدری حضور ندارد تا این نقطه ضعف کاپرا 2 را به رویش بیاورد. از جمله نکات جالب توجه وانت گروه بهمن میتوان به جلوپنجره بزرگ کرومی، چراغهایی که نسبت به نسخه قبلی گرافیک بهتری بدست آوردهاند و سپرهای جدید اشاره نمود که هرچند نکته خاصی در آنها دیده نمیشود اما ترکیبی ساده و نسبتاً هماهنگ را پدید آوردهاند.
در قسمت کناری و انتهای خودرو نیز همه چیز مشابه پیکاپهای ارزانقیمت و عادی است و با کمترین خلاقیت ممکن قطعات کنار هم قرار گرفتهاند. البته گلگیرهای برجسته و رکابهای بیرون زده در ترکیب با رینگهای آلومینیومی کمک کردهاند تا نیمرخ ماشین خیلی هم کسالتآور از کار در نیاید اما به طور کلی بعید است که کسی بدلیل جذابیتهای ظاهری به سمت خرید کاپرا کشیده شود.
زیر کاپوت کاپرا یک پیشرانه 4 سیلندر 2.4 لیتری با فنآوری میتسوبیشی (با ساخت ژاپن اشتباه گرفته نشود) قرار دارد که قادر است 124.7 اسببخار قدرت و 200 نیوتنمتر گشتاور تولید نماید. این اعداد و ارقام به نسبت حجم پیشرانه از راندمان پایین انجین خبر میدهند اما نکته اینجاست که برای یک خودرو پیکاپ، ستاپ قدرتی موتور اهمیت بالاتری دارد؛ انجین کاپرا نیز بدلیل گشتاور مناسبی که از دور موتور پایین (2500 الی 3000 RPM) در دسترس است میتواند عملکرد نسبتاً قابل قبولی از خود نشان دهد. همچنین نسبت تراکم 9.8 به یک و ساختار تنفسطبیعی پیشرانه باعث شده که حساسیت خاصی به کیفیت پایین سوخت و شرایط نگهداری ایجاد نشود و دوام موتور مناسب باشد. البته نمیشود کیفیت فنی و استهلاک کاپرا را با خودروهای ژاپنی مقایسه کرد اما در قیاس با رقبای این رده قیمتی شرایط کلی ماشین راضیکننده به نظر میرسد. سیستم تعلیق هم در جلو از نوع دوجناغی با میله پیچشی است و برای عقب مطابق انتظار از فنرهای تخت شمش استفاده شده تا قابلیت تحمل وزن در این بخش بالا رود. البته همانطور که میدانید این سیستم تعلیق بویژه در هنگام سبک بودن بخش بار، سواری خشکی بوجود میآورد که برای کاهش این مشکل از فنرهای هیدروتلسکوپی استفاده شده است.
ترمزها نیز در جلو از نوع دیسکی و عقب کاسهای مجهز به سیستمهای ABS و EBD میباشند که در مجموع عملکرد متوسطی دارند. شاسی خودرو از نوع نردبانی است و امکان انتخاب حالتهای انتقال قدرت بصورت دیفرانسیل عقب، دو دیفرانسیل سبک و دو دیفرانسیل سنگین بصورت الکترونیکی برای ماشین در نظر گرفته شده تا با کمک این گزینهها بتوانیم از پس مسیرهای آفرودی هم برآییم؛ هرچند قدرت و گشتاور متوسط و ضعف نسبی صفحهکلاچ ماشین باعث شده قابلیتهای بیراههنوردی کاپرا به سطح ایدهآل نرسد. ضمناً در حال حاضر این محصول فقط با جعبهدنده 5 سرعته دستی قابل سفارش است و نسخه اتوماتیک به بازارمان عرضه نمیشود.